|

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
جمهوری اسلامی سکولار را «خدا هم نافريد!»
14
اسفند 1388
درسی
که نيروهای
پراکندهء سکولار می
توانند، برای
آيندهء خود، از
ماجراهای
بيست و چند سالهء شورای
ملی
مقاومت بگيرند آن است که
اگر در ائتلافی
شرکت می
کنند که بخش اصلی
و مقتدر آن را مذهبيون
تشکيل می
دهند بايد بدانند که لاجرم و عاقبت صرفاً به نردبامی
تبديل خواهند شد که آنکه به بام می
رسد نيروی
مذهبی
است و اين
نيرو، بنا بر طبيعت خود، نخواهند توانست تن به حکومتی
سکولار
بدهد؛ بخصوص اگر که در تصميمات خود مصلحت انديشی
را بر پايداری
در قول ترجيح داده و با استناد به دلايلی
همچون اينکه «اکثريت
ملت ايران مذهبی
هستند» و، در نتيجه، بهتر است
ـ برای
خلع سلاح
مذهبی
های
ديگر هم که شده ـ ميزان «مذهبی
بودن ِ» ائتلاف خود را
بالا ببريم، ارتش سينه زن بپا کنيم و رئيس جمهور محجبه داشته
باشيم
رفتارها و گفتارهايش را تنظيم کند.

از مجموعهء سخنرانی ها
چرا سکولاريسم قدم اول است؟
(محل اجرا: تورنتوی کانادا ـ زمان: 13 فوريه 2010)

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
جهانگردی در يک شهر
7
اسفند 1388
پا به «تورنتو»
که می گذاری می بينی به جهانی رنگارنگ وارد شده ای که هزارگونه ايرانی خود را
به آن رسانده و در آن متوطن شده اند؛ از يکسو شايد بخاطر سهولتی که دولت
کانادا در صدور ويزای اقامت و کار و پناهندگی ايجاد کرده است؛ و از سوئی شايد
برای اينکه حکومت اسلامی، در جستجوی پناهگاهی برای روز مبادا آدم ها و سرمايه
هايش را بيشتر به آنجا منتقل کرده و دانشجويان بورسيه اش راحت تر در دانشگاه
های اين شهر جا خوش کرده اند. در نتيجه، تورنتو شهر درهم پيچيده ای است که
همه نوع آدم ايرانی را می توانی در آن بيابی، بخصوص وقتی که قرار است با آنها
به گفتگو بنشينی...

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
جوانهء سبز سکولاريسم در سرمای سپيد تورنتو
30
بهمن 1388
بی گمان بدون انديشيدن به فردائی بی تبعيض، بی شلاق، بی اجبار، بی دروغ،
بی پسله کاری اما سرشار از اميد و عشق و شادمانی نمی توان سکولار بود،
نمی توان «نيروی سوم سکولار» را در برابر دو نيروی پايه گذار حکومت مذهبی
(که تنها اکنون ـ آن هم بمنظور حفظ حکومت مذهبی! ـ در تضاد با هم قرار
گرفته اند) کارا ساخت؛ و نمی توان به شاهراهی پا گذاشت که به شهر آزادی و
خرمی و سازندگی می رسد. در اين راستا سامان دادن به اين «نيروی سوم
سکولار» وظيفهء تاريخی تک تک کسانی است که عميقاً ضرورت ها و ايجابات
زمانهء خود را حس کرده و می دانند که نسل جوان ايرانی جان بر کف به ميدان
آمده تا تکليف خود را با حال و آينده اش روشن کند...

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
گذشته ای که در حال گم شدن است
23
بهمن 1388
من، طی جريانات اخير، عميقاً دريافته ام که آنچه در گذشته پيش آمده و
اکنون وجودش در آن گذشته مورد انکار دم افزون قرار گرفته بسا مهمتر و
اساسی تر از اين است که دانشجوی جوانی که من بوده باشم در سی سال پيش چه
می گفته و اکنون کسانی مثل آقای اکبر گنجی از آن چه برداشتی می کنند.
مسئله در بنياد خود به رابطهء روشنفکری ايران ـ از پيش از مشروطه تا کنون
ـ با روحانيت تشيع اثنی عشری مربوط می شود و اينکه چرا و چگونه روشنفکران
ايران ـ چه با اعتقادات مذهبی و چه بی هيچ اعتقادی به هيچ مذهبی ـ همواره
کوشيده اند که دستگاه مذهبی در ايران را از دخالت در امر کشوداری و حکومت
دور نگاه دارند و اکنون کل همين کوشش است که مورد انکار قرار گرفته...

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
تفکر دلبخواهی و مشکل تاکتيک ها
16
بهمن 1388
يکی از
مواردی که در آن ـ همواره بنا بر مصلحت و مصلحت هائی ـ اهداف واقعی و
استراتژيک يک برنامه مخفی نگاه داشته می شود و ما فقط شاهد حرکات تاکتيکی
هستيم در صحنهء مبارزات سياسی پيش می آيد که موجب می شود تا هر کسی از
«ظن خود» يار ماجرا می شود و حرکات تاکتيکی را تفسير کند. و اين «ظن»
مادر ِ همهء مشکلات ما است؛ بخصوص آنجا که ما عنان اختيار عقل مان را به
دست «دلخواه» های خود داده و، با انصراف از واقعيت ها، هرچه را که دلمان
می خواهد بعنوان اهداف استراتژيک ِ يک سلسله کنش سياسی می پذيريم.

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
اتحاد بد، اتحاد خوب
(9 بهمن 1388)
درسی که انقلاب پنجاه و هفت به ما می دهد آن است که تنها توافق بر
خواست های «منفی» و «نفی کننده» نمی تواند زمينه ساز حرکت های
سازنده و پيشروی آينده باشد، چرا که چنين توافقی بخش اعظم ليوان را
خالی باقی می گذارد و هيچگونه تضمينی را برای آيندهء همکاری
نيروهای «اپوزيسيونل» فراهم نمی آورد. شتاب نفی کننده امکان آن را
فراهم می آورد که هر نيروی عوامفريبی بتواند وجوه اثباتی کار را به
نفع خود تعريف و کارآمد کند. همانگونه که خمينی توانست شعار از
درون متضاد ِ «جمهوری اسلامی» را به شعار های بازمانده از جنبش
مشروطه و نهضت ملی (يعنی: آزادی و استقلال) سنجاق کرده و از پيش
ازپيروزی انقلاب شکست هر دوی آن شعار ها را به سود «اسلام عزيز» اش
تضمين نمايد.

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
آيا قطار به انتهای تونل نزديک می شود؟
(2
بهمن 1388)
دنيا بايد
بداند که فقط يک نيرو در ايران می تواند حامل و زايندهء حکومتی بر اساس
اعلاميه حقوق بشر و همهء کنوانسيون های بين المللی باشد و آن هم نيروئی
سکولار است... ما نبايد ملتمسانه دنبال آن باشيم که رهبرانی همچون «او با
ما» براستی «با ما» باشند و صدايمان را بشنوند. ما بايد آنها را مجبور
کنيم که به صدای بخش سکولار جنبش سبز توجه کرده و دريابند که اين سبز
گسترده بر سراسر ايران ـ که به زودی، با سرزدن بهار، همه چيز و همه جا را
به رنگ خود در خواهد آورد ـ نه سبز سيدی است، نه سبز قمر بنی هاشمی، و نه
سبز اصلاح طلبان مذهبی؛ سبزی ملی است که نيازی به بند و بست های مخفی با
آنان ندارد.

از مجموعهء «جستارهائی در فرهنگ شناسی»
قسمت
30
بحث دهم: نوآوری و نوانديشی
بخش هفتم:
رابطه و تفاوت بين خواست و گفتمان در جنبش های اجتماعی
گفتار راديو ـ تلويزيونی يک ساعته

از مجموعهء «دوست داشته ها»
از اين پس، هرگاه به مطالبی
برخوردم يا برايم فرستاده شدند، که دوست شان داشتم، آنها را در صفحات اين
وبسايت می گذارم تا درود و زهازه گفتنی باشد به آنان که آفريدگارشان بوده
اند. (نوری علا)
پرزیدنت جمهوری شرنگستان
(آرشيو)



از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
منطق ماقبل تاريخ در اصلاح طلبی مذهبی
(25 دی 1388)
گفته اند
کسی را به هشتاد ضربه شلاق محکوم کرده و به تيرک بسته بودند و می زدند و
می شمردند. اما در اواخر ضربهء سی و چندم شک پيش آمد که براستی اين
چندمين ضربه است؛ و حضرت حاکم شرع هم، که بين احکام شک بين رکعات نماز و
ضربات شلاق تفاوتی نمی ديد، حکم داد که ـ محض احتياط ـ شمردن را از اول
شروع کنند! اين آقايان اصلاح طلب هم عيناً دارند همين حکم را صادر می
فرمايند... می گويند نمی توان بر سر نوع حکومت بحث کرد و تنها بايد
پذيرفت که در برخی مواقع و موارد اهمال ها و سستی هائی صورت گرفته است که
قرار است آقای مهندس موسوی، به مدد اطاق های فکر داخل و خارج اش، آنها را
جبران کرده و ما را به دوران طلائی امام راحل برگردانده و شلاق زدن مان
را از ضربهء يک آغاز کنند.

ما
ايرانی بی تبعيض می خواهيم
بيانيه ی «پشتيبانان
سکولار جنبش سبز ایران»
1. پيشگفتار و
فراخوان
ايرانيان و هموطنان سرافراز!
ما، امضاء کنندگان اين بيانيه، بخشی از پشتيبانان سکولار حامی جنبش سبز،
دريافته ايم که در لحظاتی قرار داريم که بايد بر اساس وظيفه ی گريزناپذير
تاريخی خود گزينه ای را که می پنداريم صلاح آينده ی سرزمين مان در تحقق
آن نهفته است پيش روی ملت بزرگ ايران و شرکت کنندگان در جنبش غرور آفرين
سبز ملت مان قرار دهيم.
ما باور داريم که سی سال قانون شکنی، ايجاد خفقان، نابودی آزادی بيان،
برقراری زندان های عقيدتی، اعمال شکنجه، انجام قتل های زنجيره ای و
کشتارهای دسته جمعی، و بی اعتنائی به تک تک مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر
و کنوانسيون های بين المللی، اين نکته را روشن ساخته است که نظام فعلی
مسلط بر ايران، در تماميت ساختارها و قانون اساسی اش، مشروعيت و حقانيت
خود را بکلی از دست داده است. (بقيه را در سايت سبزهای سکولار
بخوانيد>>>)

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
سقف خواست های اصلاح طلبان مذهبی کجاست؟
(18 دی 1388)
اصلاح
طلبان مذهبی، با سفسطه و توسل به شعبده بازی های کلامی، می کوشند نشان
دهند که يک حکومت اسلامی دموکراتيک و پای بند به اعلاميه حقوق بشر ممکن
است. حال آنکه هر آدم بی طرف و عاقلی می تواند بفهمد که تنها راه اجرائی
کردن مفاد اعلاميه مزبور که آدميان و شهروندان را ـ با هر نوع عقيده و
مذهب و جنسيت ـ در برابر حکومت يکسان می خواهد، «مذهبی و مکتبی نبودن
حکومت» است. لذا همهء اعلاميه ها و بيانيه های اصلاح طلبان مذهبی کوشش
برای به دست آوردن زمام قدرت است و نه استقرار حقوق بشر جامعه، هرچند که
جسته و گريخته و با گوهری از درون متضاد از اين خواست نيز سخن می گويند.

تا حکومت سکولار نشود،
نمیتوان امیدی به استقرار حقوق بشر و دموکراسی داشت
گفتگو با اسماعيل نوری علا
گفتگوگر: کيواندخت قهاری از صدای آلمان

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
مهر
حلال و جان نا آزاد
(11 دی 1388)
ما
ايرانيان اکنون، بر پايهء دانشی تجربی و دست اول، می دانيم که در
جوامع تا کمر فرو رفته در لجن قرون ماقبل مدرنيته، در جوامعی که
ارزش های مردسالاری بر آنها حاکم است، در جامعه ای که مذهب و شريعت
و سنت حرف اول را می زنند، و در جامعه ای که زن و مرد از حقوق
مساوی برخوردار نيستند، طلاق و جدائی آدميان به اين آسانی ها انجام
نمی شود؛ همانگونه که دولت های مورد نارضايتی مردم نيز براحتی تن
به طلاق نداده و بساط خود را جمع نمی کنند و از مرکب قدرت پياده
نمی شوند.

از
مجموعهء «جمعه گردی ها»
جنبش اجتماعی مدرن نمی تواند شکست بخورد
(4 دی 1388)
صد سال پيش
مادران و پدران ما همانگونه می زيستند که هزار سال پيشتر؛ از دوران پيش
از اسلام کشورشان نيز قرن ها عقب مانده تر بودند؛ در حافظهء تاريخی خود
چيزی جز شکست و تسليم شدگی و تجاوز شدگی و بی هويتی نمی يافتند و حتی،
برای سخن گفتن با خدای خويش، ناچار از بکار بردن زبان مهاجمی بودند که
کلمه ای از آن را درک نمی کردند. ايرانی ِ عهد قاجار را با ايرانی امروزی
که در خيابان های کشورمان ظاهراً سبز سيدی می پوشد اما از سبز رويش و
تازگی و نو شدن می خواند، و روز به روز به طرح خواست های مبتنی بر
سکولاريسم و حقوق بشر نزديک تر می شود، مقايسه کنيد تا دريابيد که ما، به
مدد دو سه جنبش بزرگ و چند حرکت کوچک، تا چه حد راه آمده ايم.

از مجموعهء «جستارهائی در فرهنگ شناسی»
قسمت 29
بحث دهم: نوآوری و نوانديشی
بخش ششم:
جنبش سبز و مهندسی تغيير
گفتار راديو ـ تلويزيونی يک ساعته

از مجموعهء «مصاحبه ها»
خواست مردم ايران يک حکومت سکولار است،
حتی اگر واژهء سکولار را
نشنيده باشند
اسماعيل نوری علا در برنامهء تفسير خبر صدای آمريکا به
ميزبانی مهدی فلاحتی
و با حضور علی افشاری و مرتضی
سيمياری

|